نویسنده :
حافظ - ساعت ٩:٢۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥
دوستان عزیز
به علت برخی مشکلات بطور مقطعی از شما خداحافظی میکنم و امیدوارم باز شما رو ببینم.
قربان شما حافظ
حضوری گر همی خواهی از او غافل مشو حافظ
متی ما تلق من تهوا دع الدنیا و اهملها
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:۱٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۳
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱۱:٢٠ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠
به علت اینکه دوستانی به طبع رفتار های احمدی نژاد مبنی بر ننگین بودن تعلیق هسته ای و قرار داد سعدآباد و .... بی انصافی هایی رو روا داشتن لازم شد سخنان رهبری را برای آنان مبنی بر تصمیم خرد جمعی بودن آن و همچنین روند تعلیق با ذکر سند یاد آور شوم. تا رسوا شود هر که در او غش باشد.
4 سند در پایین آورده شده.
به اظهارات آیت الله خامنه ای بدون هیچ توضیحی توجه کنید :
مقام معظم رهبری در یازدهم آبان 1382 کمتر از دو هفته پس از مذاکرات سعدآباد طی سخنانی در جمع کارگزاران نظام به صراحت از این مذاکرات حمایت کرده و بیانیه سعدآباد را «درایت و تدبیر» و یک «حرکت درست سیاسی» خواندند. ایشان در آن بیانات صراحتا فرمودند: «کاری که مسئولان کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه ای که از طرف آمریکایی ها و صهیونیست ها علیه جمهوری اسلامی طراحی شده بود، شکسته شود». حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان تصریح کردند: «آن چه که تاکنون مسئولان محترم، چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیس جمهور و مسئولان دیگر که حقیقتا زحمت کشیدند; این است که با دقت و ملاحظه جوانب کار کرده اند و حواسشان جمع است که کاری بر خلاف مبانی و اصول انجام نگیرد». حضرت آیت الله خامنه ای مدظله در تاریخ 84/7/29 نیز در خطبه های نماز جمعه تهران تاکید کردند که مذاکرات هسته ای از آغاز با «حکمت و مشورت» دنبال شده و تصمیمات انجام گرفته همگی بر اساس فکر جمعی بوده و هیچ گاه یک تصمیم فردی نبوده است. ایشان فرمودند: «کاری که در کشور چه در چالش بین المللی مربوط به کار هسته ای، چه در خود کار هسته ای دارد انجام می گیرد، کاری است که با حکمت و مشورت دارد انجام می گیرد; این را ملت ایران بدانند. گاهی اظهار نگرانی می شود که مبادا کار غیرمدبرانه ای انجام بگیرد; نبادا تصمیمات فردی گرفته بشود; نه، قضیه این جور نیست. کار با مشورت، با تدبیر، از اول و در این دو سال و اندی هم همین جور بوده است و با فکر جمعی انجام گرفته است و پیشرفت کرده ایم».
رهبر معظم انقلاب در تاریخ 85/7/18 نیز طی سخنانی در جمع مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی، از روند هسته ای در دو سال نخست دفاع کرده و انجام آن را کاری «لازم» دانستند. ایشان فرمودند: «آنجایی که لازم است با تندی، آنجایی که لازم است با کندی، آنجایی که لازم است یک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خدای متعال هم کمک می کند. در قضیه هسته ای هم همین کار شده و بعد از این هم خواهد شد». حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از همان سخنرانی فرمودند: «آن حرکت (مذاکرات دو سال نخست) حرکت لازمی بود و انجام گرفت. امروز هم این حرکت، حرکت درستی است». مقام معظم رهبری همچنین در زمستان 1384 در جمع اعضای مجلس خبرگان دوره سوم نیز تصریح فرمودند که تصمیمات مربوط به پرونده هسته ای هیچگاه تصمیمات فردی نبوده و همواره تصمیمات جمعی مسئولان نظام بوده است.
برای اطلاع بیشتر از موضوع میتوانید به لینک زیر ، که سخنان حسن روحانی با سند راجع به موضوع هسته ای ، ماجرای تعلیق و ... رجوع کنید که در مقابل هیچیک از مدعیان حاضر به پاسخگویی نشدند.
http://www.ghatreh.com/news/3520898.html
متن بخشی از سخنان رهبری در یازدهم آبان 82 در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩
او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا میتوانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید میخواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی. من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.»
میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود:«مدام اطلاعات غلط به مردم میدهند و فکر میکنند که مردم باور میکنند. همین تعداد کشتههای پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خودداری میکنید؟ اگر صادقانه سخن میگویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.»
ادامه در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩
حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به شرایط فعلی جامعه گفت: بزرگترین خسارت وارد شده، اهانت به ملت است. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را اغتشاش بنامندو به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که به هیچوجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیانهای بزرگی به بار آورد.
رییس دولت اصلاحات که در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد سخن می گفت، در ادامه افزود: متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیتها لطمه خورد، انسانهای بزرگی دستگیر شدند و انسانهایی مورد هجمه همهجانبه قرار گرفتند. این فضای یکجانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهرههایی که واقعا سرمایه نظام هستند، روشهایی نخ نما است که نتیجه عکس میدهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود. چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و میدهد ناراضی است، وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیتها میشود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:۱٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩
علیرضا بهشتی شیرازی: حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در نماز جمعه این هفته تهران به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت اگر عملی انجام دادید که بیگانگان از شما خشنود شدند بدانید کار شما خطا بوده است؛ این یک معیار است، یک معیار ساده. با این وجود او به فاصله ده دقیقه بعد از این کلمات تاییدات کارکنان عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا را سندی بر پیروزمندانه بودن عملکرد فرستادگان ایران در مذاکرات ژنو معرفی کرد. از نظر امام جمعه موقت تهران شهادت آقای بولتون و یا اظهار نظر شبکه خبری سیانان کمترین لطمهای به معیار سادهای که وضع کرده است نمیزند – الفضل ما شهد به الاعداء، برتری آن است که دشمنان بدان گواهی دهند - اما اظهار نظر کسانی دیگر در مورد قتل ندا آقا سلطان نهضت سبز را متهم به وابستگی میکند. آیا این یک تقلب در معیار نیست؟ ندا آقا سلطان جز صرفنظر کردن از حقوق خود چه کار باید میکرد تا متهم به ارتباط با بیگانه نشود. او در کدام جلسه با خارجیها صحبت کرد و کدام دادوستد را با آنان انجام داد؟ بلکه این معیار باید در مورد کسانی اعمال شود که در یک چرخش 180 درجهای با آمریکاییها پشت میز مذاکره نشستند. بر اساس معیار ساده شما درستتر این است که نسبت به تقدیر آمریکاییها از پیروزی ایران در مذاکرات ژنو با سوءظن برخورد کنیم و بگوییم عاقلان دانند.
ایرادات خطبه های این جمعه همین یک مورد نبود. خطیب در سخنان خود حداقل دوبار خودش را به تقوای الهی سفارش کرد، منتهی این توصیهها تاثیری نداشت. او به روایتی از صادق آل محمد (ص) استناد کرد که آن امام همام هیچگاه یارانش را وداع نمیفرمود الا این که آنان را به راستی در گفتار و ادای امانت فرامیخواند. آقای خاتمی با وجود اطلاع از این روایت تنها پنج دقیقه بعد از خواندن آن مدعی شد تعداد هواداران جنبش سبز در راهپیمایی روز قدس سه الی چهار هزار نفر بیشتر نبود؛ نمونهای مثالزدنی از راستی در گفتار. نمیشود این خلاف واضح را حمل بر بیاطلاعی ایشان کرد. ما که خطبههای ایشان را در روز نشنیدیم، اما آیا همان گوشه کوچک از جمعیت که صدایشان از خیابان 16 آذر تا میکروفون سخنران قبل از خطبهها میرسید سه چهار هزار نفر بودند؟
آقای سید احمد خاتمی! اگر مخالفان شما به راستی سه چهار هزار نفرند چرا این قدر به خود زحمت میدهید؟ یک مجوز گردهمآیی در محلی خارج از شهر که امکانات لازم برای شمارش غیرقابل تردید داشته باشد – مثلا ورزشگاه آزادی – برایشان صادر کنید و بعد با شانزده دوربین، کمی جمعیتشان را به رخ تمامی جهان بکشید تا ماجرا تمام شود. میترسم خودتان هم بدانید این حرفها حقیقت ندارد و بگویید الحرب خدعه(جنگ تمامش فریبدادن است). پیش از این آقای محسنی اژهای هم گفته بود که در جنگ به سر میبرد. جنگ با چه کسانی؟ با برادرانش و خواهرانش و همکیشانش و هموطنانش که حقوق مسلم و مصرح خود در قانون اساسی را مطالبه میکنند؟ آیا شما و ایشان با جنگ و خدعه میخواهید جذب حداکثری و دفع حداقلی را به اجرا بگذارید؟
کمی لحنتان را آرامتر کنید، اندکی برای مردم حق قائل باشید (یک مقدار کمتر .... بگویید) بخشی از مسائل حل خواهد شد.
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:٢٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۸
این سوالات در حالی مطرح می شود که طی ماه های گذشته عملکرد یک سایت اینترنتی که ارگان ستادهای انتخاباتی امتداد مهر محمود احمدی نژاد بوده است با سوالاتی مواجه شده است. از جمله سوال صریح شفاف از مهدی احمدی نژاد فرزند ارشد رئیس جمهور و داماد اسفندیار رحیم مشایی که آیا واقعاً مدیریت این سایت با شما هست یا نه که پاسخی به آن داده نشد.
به هر حال این مهم است که تکلیف این سوال مشخص شود و آقای مهدی احمدی نژاد بگوید که چرا به شایعات مبنی بر مدیریت خود در این سایت پاسخ نمی دهد و آیا این پاسخ ندادن به معنای تأیید خبر است؟
ادامه در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٧
بعد میگیم چرا غرب با کسی که هلو کاست رو نفی میکنه برخورد میکنه

نویسنده :
حافظ - ساعت ٦:٥۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦
قرار گذاشتیم با آقا مرتضی(http://eslahe-osooli.persianblog.ir) که در این بلاگ مناظره ای داشته باشیم راجع به مسائل رخ داده.
(توجه: از توهین کردن و تهمت زدن به طرفین خود داری شود)
دوستان هم نظراتشون رو برای بهتر شدن بحث ارائه کنند.
موضوع :انتخابات 88
به نظر من فرآیند انتخابات یه چند مرحله تقسیم میشود:
1) قبل از انتخابات
2)انتخابات
3)بعد از انتخابات
مشکلی که من به انتخابات میگیرم همان مرحله اول هست. یعنی چی؟ یعنی اینکه رخداد هایی اتفاق افتاد که به خودی خود نتیجه انتخابات رو رقم زد. چندین عامل داره
عوامل مالی:
1) افزایش حقوق کارمندان و کارکنان چند ماه قبل از انتخابات در صورتی که 1 سال و نیم پیش باید افزایش میافت
2) توزیع ناگهانی سهام عدالت (80 هزار تومان به هر نفر و روستاییان) یک هفته قبل از انتخابات
3) توزیع بن رایگان خرید 100و 50 هزار تومانی 3 روز قبل از انتخابات برای اولین بار در تاریخ
4) توزیع مرغ ، برنج ، روغن برای اولین بار در تاریخ به روستاییان.
ادامه دارد ...
نویسنده :
حافظ - ساعت ۳:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦
مسافر بزرگ روسیه که تا پیش از این تحت تدابیر شدید امنیتی بود، در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار گافنیوز به سوالات فراوانی که در خصوص سفر قریبالوقوع وی مطرح است، پاسخ داد. این گفتگو پس از آن انجام گرفت که دیپلماتهای دروغگوی غربی به نقل از دولت قهرمان احمدینژاد اعلام کردند: بیش از 80 درصد اورانیوم غنی شده ایران به روسیه انتقال خواهد یافت و دولت آمریکا آن را در راستای حصول یکی از پیششرطهای گفتگوی خود با دولت ایران عنوان کرد.
متن کامل این گفتگو که عینا از روی نوار پیاده و بر سایت سوار شده در پی میآید:
ما: نظر شما درباره این خبر چیست؟
اورانیوم: من این پیروزی بزرگ را به ملت ایران تبریک میگویم.
ما: گویا درست متوجه نشدید. منظور خبر انتقال شما به روسیه است.
اورانیوم: من این پیروزی بزرگ را به ملت ایران تبریک میگویم.
ما: آیا شما با انتقال به روسیه موافق هستید؟
اورانیوم: قطعا این تصمیم در راستای منافع ملی کشورمان گرفته شده است.
ما: یعنی به نظر شما انتقال بخش اعظم سوخت هستهای ایران به روسیه پس از این همه کشمکش و پرداخت هزینه به نفع ایران است؟
اورانیوم: آمریکای جهانخوار باید بداند که انرژی هستهای صلحآمیز حق مسلم مردم ایران است.
ما: خب اگر اینطور است شما الان توی صف ویزای سفارت روسیه چکار می کنید؟
اورانیوم: تمام ترس آنها این است که کشورهای مسلمان منطقه، الگوی ایران در هستهای شدن را در پیش بگیرند.
ما: اگر اینطور بشود که در روسیه به ازای هر لادا، نیم کیلو اورانیوم وجود خواهد داشت!
اورانیوم: تعلیق فعالیتهای هستهای ایران که در گذشته اتفاق افتاد، چیزی جز خیانت و سازش نبود.
ادامه در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٤:٤٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥
نویسنده :
حافظ - ساعت ٢:٢٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥
وقتی خبر جزئیات تازه ای از مذاکرات ابران با گروه ۵ بعلاوه یک را در روز نامه کیهان به قلم سردبیرآن یعنی برادر حسین شریعتمداری خواندم ، چنان حس ناسیونالیستیم بر انگیخته شد که بی اختیار بلند گفتم ،” کیهان یه دونه باشی ” . حال تا نگوئید چرا این همه ذوق زدگی، بخوانید متن مقاله سردبیر کیهان را که جزئیات تازه ای از مذاکرات اخیر در ژنو را برملا ساخت.
کیهان : “خب! آقایان شروع بفرمائید! این اولین جمله ای بود که دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول تیم مذاکره کننده ایران اسلامی بعد از رسمی شدن نشست ژنو و پس از رد و بدل تعارفات دیپلماتیک خطاب به نمایندگان کشورهای موسوم به ۱+۵ بر زبان آورد. نمایندگان هر یک از ۶ کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، چین و روسیه، به طور جداگانه موضوع واحدی را پیش کشیدند؛ «جمهوری اسلامی ایران درباره پیشنهاد قبلی ۱+۵ با عنوان توقف در مقابل توقف -FREEZE- تاکنون چه اقدامی انجام داده و چه نظری دارد»؟ بعد از پایان اظهارات نمایندگان ۱+۵، لبخندی بر لب دکتر جلیلی می نشیند، از آن لبخندها که در عرف دیپلماتیک ترجمان تعریف شده ای دارد و سپس خطاب به نمایندگان ۶ کشور طرف مذاکره می گوید؛ «همه شما آقایان تازه کار هستید بنابراین، ایرادی بر شما نیست که از تاریخچه مذاکرات اطلاع چندانی نداشته باشید و در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید ورزیده هرگز فرآیند غنی سازی را متوقف نمی کند، امروز، از آن نقطه عبور شده آغاز کنید». دکتر جلیلی سپس از خاویر سولانا می پرسد؛ مگر جنابعالی موافقت با «بحث پیرامون بسته پیشنهادی ایران» را به عنوان موضوع نشست امروز به اطلاع آقایان نرسانده اید؟
بقیه در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٩:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:۳٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤

عکس از طرف دبیرخانه دیدارهای خاص ریاست جمهوری در اختیار گافنیوز گذاشته شده است. با سپاس
«ملاقات محمود احمدی نژاد و محمد رضا گلزار در حالی پشت درهای بسته انجام شد که اسفندیار رحیم مشایی به عنوان مترجم در این نشست حضور داشت. بنا بر گزارشهای رسیده،چنان جو سنگین و گرمی بر فضای مذاکرات حاکم بود که تا چند لحظه گلزار پلک نزد و سراغ عینک جوشکاری را گرفت و احمدی نژاد عاقبت به سخن آمد و گفت:"اسفندیار، قربونت، درز اون پنجره رو یه کم وا کن." ... احمدی نژاد در پایان این دیدار،اعلام کرد که این اجلاس در شرایط حساسی از تاریخ بشر اتفاق افتاده است.چرا که امروز حرکت تاریخی انسان در یک نقطه عطف قرار دارد و در برابر زورگویان دنیا،یک نهال نورس و باطراوتی شکل گرفته است که دیدنی است... همچنین اسفندیار رحیم مشایی اظهار امیدواری کرد که توسط کلیه دستگاههای ذیربط و بی ربط،مسئله پیش آمده برای گلزار به زودی رفع شود و نامبرده دوباره به آغوش ملت عزیز در فیلمهای سینمایی برگردد.
وی در ادامه گفت:خوشبختانه ایشان موارد خاصی از قبیل حمایت از یک کاندیدای خاص و علاقه به یک شعار خاص و یک رنگ خاص و یک فکر خاص و یک فرد خاص و یک جهت گیری سیاسی یا فکری خاص و یک نویسنده خاص ویک شاعر خاص و یک آهنگساز خاص و یک فیلمساز خاص ندارد ،که نیاز به تدابیر خاص داشته باشد و لازم باشد که اجدادش را جلوی چشمانش دراز کنیم ، بلکه ایشان یک موارد غیر خاص اخلاقی داشته اند که عارف بزرگ ابوسعید ابوالخیردر همین رابطه و کلیه رابطه های دیگر می گوید که گر مرد رهی، از پای فتاده سرنگون باید رفت . بنابراین به نظرم دستگاه قضایی غلط می کند برخورد کند ...
در انتها،محمد رضا گلزار نیز از توجه ویژه رییس جمهور به هنر اظهار شعف کرد و در میان بدرقه گرم حاضرین،ساختمان پاستور را ترک نمود.»
متن کامل در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٦:۳٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤
اینک آخرین جمله وصیت نامه امام راحل (ره) که تاکید دارد میزان حال فعلی افراد است، مدت هاست که مورد توجه بسیاری از سیاستمداران و رسانه ها شده و البته، این، امر نامطلوبی نیست که وصیتنامه بنیانگذار جمهوری اسلامی، پس از سالها بار دیگر در کانون التفات گروه های سیاسی قرار گرفته و مدام به آن استناد می شود اما یک نکته قابل توجه در این میان وجود دارد و آن اینکه این فراز پایانی وصیتنامه، نه به عنوان "راهنمای عمل" که به عنوان یک "ابزار سیاسی" علیه رقیبان مورد سوءاستفاده قرار می گیرد تا بدین سان سوابق انقلابی و مجاهدت های بسیاری از شخصیت ها و چهره هایی که در طول انقلاب زحمات زیادی را متحمل شده اند، زیر سوال برود.
اگر دقت کنید، خواهید دید استناد به جمله امام (ره) مبنی بر ملاک بودن حال فعلی افراد ، عمدتا از سوی کسانی صورت می گیرد که در کارنامه شان هیچ سابقه درخشانی از خدمت و جهاد و تلاش برای کشور و انقلاب دیده نمی شود.
نویسنده :
حافظ - ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳

منبع: موج کمپ
نویسنده :
حافظ - ساعت ٤:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱
این مطلب که مینویسم نتایجی هست که از کل کل با طرفداران وبلاگی احمدی نژاد بدست آمده.
1) آقا مهدی با شناسه :http://www.c.persianblog.ir
راستیتش در بین این چند نفر از نظر اطلاعات از همه بهتر بود ولی از نظر رادیکالیسم تند تر. یه خصلت بدش پایین بودن میزان تحملش بطوریکه در مناظرات مجبور به هتاکی به طرف مقابل میشد که این از نقاط ضعف بود. همچنین عدم مطالعه سایت های مخالف بطوریکه از بعضی چیزا کاملا غافل بود. بر خلاف بقیه که شاید میشد گفت که زیاد اطلاعات نداشتن ، آقا مهدی سعی میکرد سر پوش بگذاره و آن هم آگاهانه.
2) دانشجو : http://love-iran-1.persianblog.ir
آقای دانشجو که از بچه های خوب قزوینیه ، نفر بعدی بود. اطلاعات نسبتا مناسبی داشت و افراطی نبود. از ویژگی های خوبش احترام به نظر مخالف بود و بر خلاف دیگران به ندرت از تاکتیک تخریب استفاده میکرد. اگر میزان مطالعه اش رو هم روی سایت های مخالف بیشتر کنه میتونه بهتر نقد کنه.
3) سارا شکری http://shakari-s.persianblog.ir
بر خلاف دو دوست قبلی از اطلاعات کم و متاسفانه آستانه تحمل پایین برخوردار بود. بطوریکه اگر پاسخ نظری رو نمیدانست کلا حذف میکنه و انشالله اگر از فرصتی که الان در آلمان هست استفاده کنه و تحمل کردن را یاد بگیره
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱
هر گاه آخرین سخنان شما را در برنامه گفتگوی ویژه خبری سیما، که خدا انصافشان دهاد، به یاد میآورم، با خود میاندیشم: آن روز هیچ نفهمیدیم که چه لحظات شیرینی را به وداع نشستهایم. یادتان هست؟ رو به دوربین که آنسویش دلهای امیدوار تک تک ما بود نگاه کردید و گفتید که این آخرین دیدار ماست و از این پس ارتباط ما باهم قطع میشود و همانجا پیمان استقامت بر راهی که آغاز کردهایم را استوار کردید و همدیگر را به خدا سپردیم.
پیمایش راه سبز امید از مدتها پیش آغاز شده بود و کشش همین راه بود که عزمها را بر شرکت در انتخابات جزم کرده بود. راستش نمیدانم این بار چه شد که سر بلند کردیم و رو به سوی امید بازگرداندیم. شاید مدتها بود که به دنبال راه امنی میگشتیم که تعبیری جز خودش نداشته باشد و مختص خودمان باشد و اکنون آن را پیش رویمان میدیدیم. خیلیها میگفتند کسانی که با انتخابات قهر کرده بودند این بار قهر خود را شکستند و آمدند. ولی من بر این باورم که حتی این قهر نیز در بطن خود قهر نبود، بلکه این قهر، تقوای سیاسی مردمی پاک نهاد بود که نه سر ستیز با نظام و دولتمردانش را داشتند و نه آنچه را که بود میپسندیدند.
نمیدانم آیا سکوت بیست ساله شما نیز از این جنس بود یا نه. هر چه بود راه سبز امید ما را به هم رساند؛ این را وقتی فهمیدم که شنیدم حتی یکی از آشنایان که تنها رایی که بعد از انقلاب به صندوق ریخته رای "نه" در سال 58 بود، این بار با نوشتن نام شما با جمهوری اسلامی نیز آشتی کرده است. راستی هنر و تدبیر کدام دولتمرد سالهای گذشته چنین آشتی و امیدی را برای این سرزمین به ارمغان آورده بود؟ بیانیههای شما سخنان ماست که با ادبیات زیبای شما بیان میشوند و چون آبی گوارا بر دلهای خسته از دروغ و ریای ما مینشینند.
حتی مطمئنم آنان که از راه سبز امید خشمگیناند نیز بیانیههایتان را به دقت میخوانند و در دل تحسین میکنند و به رویشان نمیآورند! آنها را میخوانند و از آنها میآموزند، اما دریغ که سنگینی غرور و کینه، راه را بر شعف درونی آنها بسته است. با این همه از چهره آنها میتوان خواند که چه حسرتی در دل دارند از اینکه خود را از این راه نورانی بر کنار میبینند. با اینکه بر کنار نیستند و فقط باید بخواهند تا خود را بر آن دریابند. اینها را از آن رو نمینویسم که تحسینتان کنم، نیازی نیست.
میدانم از شنیدن صدای گامهای مردم در پی خود هراسانید، حق هم دارید. میخواهم بنویسم تا بدانید که رهنوردان سبزاندیش این راه، میانهای با پیروی کورکورانه ندارند و با تاکید بر این امر از نگرانی شما بکاهم. این راهی است که خداوند قلوب رهنوردانش را به هم ربط داده (انهم فتیه آمنوا بربهم وزدناهم هدی؛ و ربطنا علی قلوبهم اذقاموا) و بینیاز به دانستن نام و نشان هم، یکدیگر را میشناسند و در مییابند. از همین رو بوده که ملاقات باشکوه مردم ایران باهم رقم خورده است و شما نیز در این ملاقات درخشیدهاید.
دولت مجعول فعلی با سیاستهای معمول خود به هیچ رو نمیتواند و نخواهد توانست به صرف استعمال الفاظ، نسیم مهر و عدالت بر این سرزمین بوزاند، چرا که خود بر این دو نعمت سخت محتاج است و آدمی در میماند که بر حال ایشان گریه کند یا خشم بگیرد؟
در پایان میخواهم بگویم که هر چند در اثر بی مهری سیمای غیر ملی وهمچنین در اثر عدالتسوزی دولت و به دلیل منع تجمعات یا ایراد سخنرانی، از دیدن چهره شما و شنیدن صدای گرمتان محروم شدهایم و گاهی به شدت دلمان برایتان تنگ میشود، اما بر این باوریم که این راه را بازگشتی نیست و ای کاش تا فرصت هست آنها نیز به صدای وجدان بیدار خود گوش فرادهند و زانوی تلمذ و فروتنی بر زمین بزنند و در برابر آنچه که دیر یا زود رقم خواهد خورد، به لجاج و ستیز مقابله نکنند.
به شما و همه همراهان سبزاندیش میهن در هر جای دنیا که باشند سلام میکنم.
یک رهنورد راه سبز امید
منبع:http://khasnews.persianblog.ir/post/2038/
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱٢:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱
شکیبا، شهرام - آخرین پست وبلاگ محمدعلی ابطحی، معاون سابق سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابقِ ایران را بازجویش در زندان اوین نوشته است.
مطلب فوقالاشاره طولانی است. فقط چند جمله از آن را نقل میکنیم.
1- در این جا ما معمولاً به جای کلمه «متهم» از «مهمان» استفاده میکنیم.
2- چند روز تمام بدون اینکه یک کلمه از او بازجویی بخواهم و روی کاغذ چیزی بنویسد، با هم حرف زدیم.
3- کمکم نظراتمان به یکدیگر نزدیک شد. تا جایی که به قول شماها همدیگر را درک کردیم.
4- آقای ابطحی... میگفت آزادیاش به تأخیر افتاده است.
5- آقای ابطحی که در نوشتههای سایتش و گفتههایش با بستگان و دوستان و حتی نوشتههای ناگفتهاش و گفتههای نانوشتهاش به من لطف دارد.
6- آقای ابطحی و سایر هموطنان عزیزم را که از قبیله انقلاب اسلامی... هستند، دوست دارم.
7- در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/ کان شاهد بازاری وین پردهنشین باشد.
8- حالا قصه من و آقای ابطحی هم قصه گلاب و گل است.
و اما شرح و تفسیرهای گوناگون و نتیجهگیریهای این جانب از نوشتههای آقای بازجوی نویسنده.
این جور مهمانیها فقط دو عیب دارد، اول اینکه نمیشود با خانواده بعد از شام تشریف برد. عیب دوم هم اینکه نمیشود بعد از صرف شام و شربت و شیرینی به خانه برگشت.
از مورد 4 نقلوقولهای فوق معلوم میشود که بحمدالله تلاشهای هر دو طرف به خوبی نتیجه داده و آقای ابطحی بهزودی آزاد میشود. درستش هم همین است. مهمانی یک روز، دو روز، نه چندین و چند سال!
... و اما اصل ماجرا که میتوانید فرض کنید یکی از جلسات مهمانی گل و گلاب است.
یک میزگرد که شمعی ضخیم در وسط آن روشن است. موسیقی ملایمی فضا را زیباتر کرده است: یک قطعه تکنوازی پیانو از «ریچارد کلایدرمن». دو فنجان قهوه اسپرسوی نیمخورده و یک لبتاپ DELL علاوه بر شمع ضخیم روی میز قرار دارد. دو نفر در دو سوی میز به نینی چشم های هم، چشم دوختهاند. نگاهشان بسیار ژرف، عمیق و مهربان است. آنها لبخندی ظریف برچهره دارند. آن دو «گل» و «گلاب» یا به عبارتی دیگر «شاهد بازاری» و «پردهنشین» هستند.
پردهنشین: چقدر لاغری بهت میاد.
شاهد بازاری: آره، دیدم خیلی چاق شدم، رژیم منو گرفت. منم از موقعیت استفاده کردم که تناسب انداممو به دست بیارم.
پردهنشین: از اینکه روزا میام با هم اینجا حرف میزنیم چه حسی داری؟
شاهد بازاری: یه حس خوب. یه حس قشنگ. میدونی؟ تو خیلی رو من تأثیر گذاشتی؟ نگاهمو عوض کردی به زندگی. دست دلمو گرفتی و دوباره من رو به خودم معرفی کردی. ما نظراتمون خیلی شبیه همدیگه شده.
پردهنشین: تو هم همین حس رو داری؟ چه تفاهمی!
شاهد بازاری: آره تو منو درک میکنی، منم تو رو درک میکنم. این خیلی خوبه. آخه س. م. خ اصلاً منو درک نمیکرد.
دوس دارم همین الان داد بزنم و به همه بگم چقدر با هم تفاهم داریم و چقدر همدیگه رو دوس داریم.
پردهنشین: تو مال کدوم قبیلهای؟
شاهد بازاری: منم از قبیله خودتونم.
پردهنشین: پس واسه همینه که من اینقدر دوستت دارم.
شاهد بازاری: منم دوستت دارم.
پردهنشین: میتونم به DELL تو دست بزنم.
شاهد بازاری: عزیزم. DELLخودته. اصلاً DELL من و تو نداره که.
پردهنشین: میخوام همه چیز رو روی DELL تو بنویسم تا بقیه بخونن.
شاهد بازاری: منم میخواستم بگم همین کارو بکنی. چه تفاهمی. میتونم از حالا به بعد تو رو «گلاب» صدا کنم؟
پردهنشین: آره به شرطی که منم تو رو «گل» صدا کنم.
ادامه دارد...
منبع: خبرآنلاین
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠

منبع: وبلاگ 7
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱۱:٢۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠

منبع: وبلاگ ٧
نویسنده :
حافظ - ساعت ٦:٥۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸
نیاز به وحدت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود/جنبش سبز کسانی را که از نظام قهر کرده بودند را به سرنوشت کشور علاقمند کرد/جنبش اعتراضی مردم به مراتب بیشتر از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است/کشورهای خارجی به عدم کارآمدی مسئولین امید بستهاند
پارلماننیوز: نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل با بیان اینکه «امروز کسانی که در سوابق عملکردشان شواهد روشنی از گرایش به غرب و بیگانگان وجود دارد ما را متهم به همسویی با منافع بیگانگان میکنند»، تصریح کرد:« شرایط فعلی برای کشور یک فرصت است که اگر به درستی درک و مدیریت شود میتواند تفاهم ملی را به حداکثر برساند.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با شورای مرکزی فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی بر این نکته تأکید کرد که احساس نیاز به وحدت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری در کشور بین مردم احساس میشود و خطکشیهایی که مردم را به گروهها و یا دستهبندی دیگری تقسیم میکرد اعتبار خود را از دست داده است.
نخستوزیر مورد تائید و حمایت امام راحل گفت:«جنبش سبز که بعد از انتخابات در حال گسترش و تعمیق است شرایط خاص را در کشور ایجاد کرده است. کسانی که بقای خود را در اختلاف میان مردم میبینند پیش از این خطکشیهای کاذبی را ایجاد کرده بودن که موجب شده بود بخشهایی از مردم از نظام و حتی جامعه قهر کنند و گاهی این قهر خود را با تفاوتهای ظاهری اعلام نمایند، اما امروز بر اثر تغییراتی که این جنبش ایجاد کرده است همانها به سرنوشت کشور علاقمند شدهاند.»
وی تأکید کرد:«اینکه مردم به هم مهربانتر شدهاند و آستانه تحمل آنها نسبت به یکدیگر بالاتر رفته است از دستاوردهای شرایط کنونی است که اگر به عنوان یک فرصت به آن نگاه شود میتواند به کم کردن شکافها و تقویت وحذت ملی منجر شود.»
مهندس میرحسین موسوی درخصوص چگونگی ادارۀ تشکیلات راه سبز امید گفت:«به نظر من در شرایط کنونی کشور احزاب و تشکلهای گوناگونی وجود دارد که وجود آنها مهم و مغتنم و ایجاد حزب جدید نمیتواند به ظرفیتهای موجود کشور اضافه کند، در حالی که تقویت هستههای اجتماعی ظرفیت جدیدی را در جنبش اجتماعی مردم ایجاد و تقویت میکند.»
وی با اشاره به این مسئله که ما این تجربه را از همان ابتدای شروع فعالیتهای انتخاباتی و با طرح شعار «هر ایرانی یک ستاد» بسیار موفق ارزیابی کردیم گفت:«امروز یک شبکه اینترنتی در فضای مجازی شکل گرفته است که در فقدان رسانه بسیار مؤثر عمل میکند و هستههای اجتماعی که در ورای این فضای مجازی فعال هستند آسیبپذیری کمتری دارند و اعضای این هستهها ماهیتی پویا به جنبش دادهاند که ما را بیش از بیش به کارآمد بودن این تشکیلات امیدوار کرده است.»
کاندیدای اکثریت اصلاحطلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری یادآور شد:« برای نمونه برای روز قدس هیچ اطلاعیهای داده نشد، ولی این حضور عظیم در راهپیمایی روز قدس را شاهد بودیم و این در شرایطی بود که با تهدیدات انجام گرفته و حوادثی که در طول سه ماه گذشته اتفاق افتاده بود بسیاری از خانوادهها از حضور فرزندانشان در خیابان به دلیل نگرانیهایی که داشتند جلوگیری کرده بودند، و این به جز نتیجه و اثر این شبکه نبود.»
مهندس میرحسین موسوی با تأکید بر این نکته که حساسیت مردم نسبت به رفتار و اظهارنظرهای مسئولان بسیار زیاد است و هیچ حرف و عملی از دید آنان دور نمیماند به کلیه کسانی که فکر میکنند اظهارنظر و اقدامات آنها در جامعه مؤثر است توصیه کرد در رفتار و گفتار خود دقت کنند، به فضای خشونت در جامعه دامن نزنند و به حساسیتهای مردم توجه داشته باشند.
وی با اشاره به اینکه امروز پاسخ مردم به اشتباهات این افراد بسیار سریع است به بیان دغدغهها و نگرانیهای خود از اشتباهات مکرر متولیان امور پرداخت و با بیان این نکته که این متولیان براساس تحلیلی نادرست زمینهساز شرایط نامناسبی در آینده هستند که میتواند هزینههای بیشتری را به کشور تحمیل نماید تأکید کرد:«برخی حوادث مانند اتفاقات بازداشتگاه کهریزک و برخوردهای خلاف قانون با افراد بازداشتی و نیز برخوردهای تند با دانشجویان فضای جامعه (به ویژه جوانان) را بسیار تند کرده است. برعهده همه است که با خویشتنداری و بردباری و به ویژه اجتناب از برخوردهای ناخواسته از سوی عوامل امنیتی و انتظامی از رادیکالتر شدن فضای جامعه جلوگیری کنند.»
نخست وزیر دوران امام خمینی(ره) همچنین گفت:«جنبش اعتراضی مردم به مراتب بیشتر از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است. کشورهای خارجی با امید بستن به عدم کارآمدی مسئولین مترصد امتیازگرفتن از کشور هستند ما باید صیانت از منافع ملی را در اولویت توجهات خود قرار دهیم. لذا ما نمیتوانیم با تحریم کشور و تضییع حقوق ملی خود توسط کشورهای دیگر موافق باشیم و نباید اجازه داده شود که با رفتارهای ماجراجویانه هزینههای بیشتری به مردم تحمیل شود.»
مهندس موسوی ادامه داد:«امروز کسانی که در سوابق عملکردشان شواهد روشنی از گرایش به غرب و بیگانگان وجود دارد ما را متهم به همسویی با منافع بیگانگان میکنند و یا سعی میکنند با پروندهسازی فضای فشار ایجاد کنند. ولی این اعمال سودی برای اینها نخواهد داشت، و بنده امیدوارم در کنار بدخواهی و تهمتزنی کمی عقل و تدبیر هم وجود داشته باشد.»
وی همچنین با اشاره به فضای کاملاً بسته و یکسویه تبلیغاتی کشور گفت:«ممکن است بخشی از مردم تحت تأثیر تبلیغات نادرست و گسترده تلقی درست و کاملی از اهداف و خواستههای جنبش نداشته باشند. همچنین این نگرانی وجود دارد که مردم برای دستیابی به حقایق و اطلاعات درست به فضای رسانهای خارج از کشور اقبال کنند. در چنین شرایطی اقدام همۀ نخبگان، روشنفکران و صاحبنظران در توجیه مردم و تبیین شرایط کشور و روشنگری درخصوص حوازث یک تکلیف ملی است که میتواند عملکرد نادرست و خلاف منافع ملی و یکسویه صدا و سیما را جبران نماید.»
میرحسین موسوی ادامه داد:« امروز تأکید یکپارچه در سطح ملی بر اجرای بدون تناول قانون اساسی یک راهبرد کارساز و راهگشاست. قانون اساسی میراث ماندگار امام و شهیدان و میثاق ملی ماست که ظرفیتهای بسیار زیادی برای گذر از بحران کنونی در آن نهفته است، که ما باید بر این ظرفیتها و استفاده از امکانات قانون اساسی به عنوان راه حل یگانه برای حل مشکلات کشور تأکید ویژه داشته باشیم.»
وی نقش مجلس شورای اسلامی و فراکسیون خط امام را در شرایط دشوار کنونی در کاستن از مشکلات کشور بسیار تأثیرگذار ارزیابی کرد و ابراز امیدواری کرد که مجلس به این نقش خود در شرایط بحرانی کشور به درستی عمل نماید.
در ابتدای این دیدار اعضای شورای مرکزی فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن ارائه تحلیلی از شرایط حساس کشور و حوادث پس از انتخابات، به بیان دیدگاهها و نقطهنظرات خود در این خصوص پرداختند.
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
اگر قرار بر این است که در مجلس خبرگان هیچ خبره ای جز به تایید سخن نگوید آیا بهتر آن نیست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟
می بینم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرایط حاکم بر کشور بر زبان می آورید و نه انتقادی را بنا به وظیفه خود منتقل می کنید و از همه عجیب تر در اختتامیه مجلسی بدین اهمیت در زمانه ای بدین حد خطیر غایب می شوید. از خود می پرسم آیا این همان اکبر هاشمی است با همان روحیه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتیم؟ به یاد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نیز هر گاه که مطلبی را لازم می دیدید هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آوردید. به یاد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بودیم و ایشان وصیتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تایید گفتند اما شما نکته ای را که داشتید در خود فرونبردید و بر زبان آوردید و امام نیز با بزرگواری سخن شما را پذیرفتند و بدان عمل کردند.
ادامه نامه در ادامه مطلب
نویسنده :
حافظ - ساعت ٧:۳٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
اگر برای کسی امتیاز بی دلیل قائل شوید عقلانیت خود را به خواست او واگذار کرده اید
اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشتهای گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند و میدیدم که آن چهرهها را دوست دارم و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد
مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست میآوریم دوام میخواهیم، باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم
تولد اینجانب نه هفتم مهر که روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش شخصیت آلوده شود
زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه کشور برای ساقط کردن یک دولت کافی بود. اما اینک فریادهای اخطار نسبت به گم شدن ارقامی گزاف کمترین واکنشی بر نمیانگیزد
نمیتوان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود
نویسنده :
حافظ - ساعت ٢:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
من خواب بودم که مادرم با نگرانی آمد و گفت نیروهایی بی سیم به دست آمده اند تو را ببرند. من متاسفم که به عنوان فرزند شهید همت در نظام جمهوری اسلامی مجبور به انجام این کار شدم و آن روز فرار کردم. این فرار تا بعدازظهر ادامه داشت. می دانستم با این فرار به اصطلاح آب در لانه مورچه ها ریخته ام اما به مادرم گفتم هر اتفاقی بیفتد، دیگر مهم نیست و من می خواهم به خانه برگردم. آن روز به هر نحوی قضیه فیصله پیدا کرد. زمانی که جویا شدم متوجه شدم آن افراد از غ...ف آمده بودند. البته بعد یکی از مسوولان وزارت اطلاعات با من تماس گرفت و به من گفت اتفاقی برایم نخواهد افتاد. آنها عنوان کردند آن افراد از وزارت اطلاعات نبودند. پس از آن دادستانی هم عنوان کرد کار نیروهای آنها هم نبوده است. به این ترتیب همه حاشا کردند و مشخص نشد آنها چه کسانی بودند. سپس در تظاهرات سکوت که در روزهای نخست اعتراضات برگزار شد، مادر و برادرم در تظاهرات حضور داشتند. بعداً شنیدم یکی از بی سیم به دستان خانواده شهید همت را در میان جمعیت شناسایی کرده و می پرسد دستور چیست و دستور می آید که بزنید و ببرید. برادر من پسر کوچک شهید همت را آنقدر با باتوم زدند که انگار چه جرمی مرتکب شده است. سه بار اقدام به بازداشت او می کنند که دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم یکی از ماموران نیروی انتظامی او را نجات می دهد و به پهلوی مادرم همسر شهید همت چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نیمه شب در بیمارستان بودیم تا کلیه اش خونریزی نکند. به یکی از دوستان هیاتی می گفتم همیشه به هیات می رویم، روضه پهلوی شکسته حضرت فاطمه را گوش می کنیم اکنون به پهلوی مادر خودمان این گونه ضربه وارد می کنند. البته تهدیدات دیگری نیز صورت گرفت اما هنوز به صورت جدی همانند پسر شهید بهشتی به سراغ ما نیامده اند.
نویسنده :
حافظ - ساعت ٢:٠۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
چگونه است کسانی که 30 سال چه خوب و چه بد برای این انقلاب زحمت کشیده اند، یک شبه ضدانقلاب می شوند؟ پسر شهید بهشتی یک شبه بد می شود؟ من با دروغگویی به مردم مخالفم چون پدرم دروغگو نبود. پدر من به این دلیل به شهادت رسید که مردم آزاد باشند. کسی هرگز از پدر یا عموی من نشنیده که به دلیل اعتقادات و مذهب شان به کسی سخت بگیرند یا عنوان کنند چون من این گونه فکر می کنم شما هم باید همانند من بیندیشید و اعتقادات من را دنبال کنید. پدر من شهید نشد که نیروهای ویژه اقدام به ضرب و شتم من با باتوم بکنند. شهید همت نرفت که فرزند و همسرش را ضرب و شتم کنند. آنها انقلاب نکردند و این همه هزینه پرداخت نکردند که وضعیت این گونه شود. چگونه است ما که خانواده شهدا هستیم، یک شبه می شویم برانداز؟، و متهم به مصاحبه با رسانه های بیگانه می شویم؟ من نمی دانم چرا تا این حد به شعور ما توهین می شود؟ زمانی که مردم موضع گیری مادرم را دیدند متوجه شدند ما در چه جبهه یی هستیم. فهمیدند ما مخالف تحمیل مسائل به مردم هستیم. من به دنبال پاسخ هستم. واقعاً دچار سردرگمی شده ام. ما این میزان مصیبت و سختی را تحمل نکردیم که ضدانقلاب ها بیایند و بگویند دیدید چگونه با مردم رفتار کردند. دیدید به شما گفتیم که در نهایت انقلاب، این گونه می شود؛ کسانی که ما در مقابل آنها ایستادیم. تمامی اقدامات نامناسب دیگران را توجیه کردیم اما مگر حوادث این روزهایی که سپری شد، قابل توجیه است؟
نویسنده :
حافظ - ساعت ٢:۳٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای دکتر احمد توکلی در نامهای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرتطلبی و تخطی از خط امام متهم کرده است. او در این نامه ادعا می کند امام در زمان جنگ با سیاستهای دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل میکردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است که پیش درآمد خبری سایت الف را شکل میدهد: « گویا میخواهید حاکمیت را به برخورد با خود بکشانید. تردیدی نیست که معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان کسی که دوبار این نامه را خواندم هیچیک از عبارات فوق را جان کلام نیافتم. در نامه ایشان جان کلام این است که آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمیگیرند .
آقای توکلی! امروز کسانی هستند که شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور کنید که این افراد به خواستههای دوستان شما تن می دادند، تسلیم میشدند و به حق ملت خیانت میکردند. در آن صورت اینک از چه کسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت کنند؟ کشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمیبرد. شعارهایی که در نامه خود به آنها اشاره کردهاید یقینا مورد علاقه و توصیه کسانی که برایشان نامه نوشتهاید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع میشود؟ آنان حتما این کار را خواهند کرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد. آیا فکر نمیکنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارندهای بار دیگری را بر نمیدارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد.
آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفتهاند که لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نکردهاند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینههای سنگین و غیرقابل تحمل برای کشور میدانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .
متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله میکنیم میگویند مگر ما تصمیمگیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبههافکنیهایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد میکنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلالهای محکمهپسند ارائه میکنی در جواب میگوید مگر دست من است؟ سپس معلوم میشود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاههای اخیر اعلام کردهاند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام میدهد؟ وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کردهاند. رهبری این عمل را محکوم کردهاند. نیروی انتظامی از آن تبری میجوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا میگردد. هیچکس آنها را نمیشناسد. هیچکس نمیداند از فرماندهان و سازماندهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشتهایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱۱:۳٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱
| |
میرحسین موسوی در تاریخ 21 شهریور 88 نامهای به آیتالله منتظری نوشته و در آن ضمن توضیح بیانیه راهبری خود نظر آیتالله منتظری را در مورد آن جویا شده است. اصل آن نامه و پاسخ این مرجع شیعیان که امروز منتشر شده است در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمى منتظرى (دام ظله)
با سلام؛
پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوى اینجانب صادر شده است. احساس نیازى که همواره براى همفکرى و همکارى با مرجعیت گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق کرد تا نسخه اى از آن را جهت اخذ راهنمایى تقدیم کنم.
اولین هدف در این بیانیه آن است که اگر خشم و نارضایتى در مردم به وجود آمده است آنان تصور نکنند که این احساسات منفى انباشته شده در ضمیرشان متوجه دین است. این رسالتى است که به نظر مىرسد بر عهده تمامى کسانى که اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف، على الخصوص جوانان که اینک اکثریت جامعه ما را نیز شکل مىدهند میان برداشت هاى نادرست ، گزینشى و سطحى از دین و حقیقت آن اشتباه کنند و بر اثر هیجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگیرند.
رسانه هاى دولتى اصرار دارند که ما را مسبب و محرک حوادث این چند ماهه معرفى کنند، حال آن که رفتارهاى مسئولان کشور نه فقط در انتخابات ، بلکه از سال ها پیش هیمه هایى را انباشته بود که با خطاهاى این ایام شعله ور شد و با باد نخوتى که بر آن دمیدند ابعاد این آتش روز به روز توسعه پیدا کرد. اینجانب قطعا حق را به مردمى مىدهم که با برخوردهاى غیراسلامى ، غیرقانونى و غیرمنصفانه حقوقشان پایمال شده است ; و با استناد به مدارک غیرقابل انکار بدون تردید اعتقاد دارم که در انتخابات تقلب هاى سازمان یافته و وسیع رخ داده است . در عین حال اگر در موجى که از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل کشور و اصل نظام نمى کردم ، برایم سخت نبود که بیست سال دیگر سکوت کنم.
ادامه را در ادامه مطلب بخوانید
|
نویسنده :
حافظ - ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱
مجری: (همان مجری به شدت اکتیو و پرهیجان مناظره های خرداد88) باسلام. لطفاً مناظره را شروع کنید!
اوباما: In the name of god، به نام خدا. از آن جایی که آقای دکتر احمدینژاد PHD دارند ولی به زبان انگلیسی مسلط نیستند، مجبورم ادامه مناظره را به زبان فارسی ادامه دهم.
احمدینژاد: (میپرد وسط حرف اوباما) اللهم عجل الولیک الفرج و العافیه و النصر و خیر انصار و اعوانه و مستشهدین بین یدیه! درود سلام بر ملت ونزوئلا، لبنان، فلسطین، زیمباوه، زنگبار، گینه بیسائو و ترینیداد و توباگو و غیره!(ملت ایران جزو همان و غیره میباشد!) ببینید من دو تا نامه به این آقای اوباما نوشتم ایشان جواب ندادند. در آن نامه من به عنوان یک دانشگاهی و به عنوان یک نخبه این مملکت سوالاتی را مطرح کردم ولی ایشان جواب ندادند. این یعنی جوانان ما میفهمند!
اوباما: من اجازه میخواهم در مورد ماجرای آن هالهی نور صحبت کنم!
احمدینژاد: (دوباره وسط حرف اوباما میپرد) من واقعاً برای جناب اوباما متأسفم که این قدر اطلاعاتشان در مورد ایران ضعیف است. آن ماجرای هاله نور که رسماً تکذیب شد و همه در ایران به دروغ بودن آن پی بردند.
اوباما: من...
احمدینژاد: اجازه بدهید من یک سوال از آقای اوباما بپرسم: بگم؟ بگم؟
اوباما: بگو!
احمدینژاد: نمیگم تا اون جات بسوزه! اون زنه رو بگم؟ بگم؟
اوباما: بگو دیگه!
احمدینژاد: همون خانمی که زن شماست. ایشون مدرک سیکلشون را با تقلب از دبیرستانی در شیکاگو گرفتهاند. من خودم با یکی از مراقبان جلسه امتحانی سوم راهنمایی همسر آقای اوباما صحبت کردم و ایشون این قضیه تقلب را تأیید کردند. در ضمن ایشون سیاه پوست نبودند. رفتند حمام آفتاب گرفتند این جوری شدند! در ضمن همه مردم ما میدانند که صحنه گردان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آقای هاشمی بود. چون من دو تا نامه نوشتم به آقای اوباما و همچنین اگر یادتان باشد من گفتم که هرگز نمی گذارند اوباما رئیس جمهور آمریکا شود.
اوباما: من میخواهم این جا یک خورده در مورد آقای مشایی...
احمدینژاد: البته آقای مشایی از مظلوم ترین ساکنان کره زمین هستند. ایشان واقعاً مظلوم واقع شدهاند. من یک سوال داشتم از آقای اوباما. پسران آقای هاشمی و ناطق نوری چگونه ثروتمند شدند؟ همچنین در مسأله فلسطین من به عنوان یک دانشگاهی یک سوال علمی مطرح کردم و هولوکاست انجام نشده و اسرائیل باید محو شود و ما در کشور تورم و گرانی و بیکاری نداریم!
اوباما: Oh shit!
احمدینژاد: بیادب! (احمدینژاد در این لحظه پنج تا زوم کن از زیر میز در میآورد) ملت شریف و همیشه در صحنه آمریکا! اینها همه پروندههای این آدم(اشاره به اوباما) است که ما با کمک برادر ح.شین درآوردهایم. من در این جا فقط به گوشهای از سوابق پلید او اشاره میکنم. مثلاً ایشان در 16 سال دولت خاتمی و هاشمی که جفاهای زیادی به انقلاب شد سکوت کردند و موضع خودشان را اعلام نکردند. همچنین برادر ایشان در کنیا در حلبیآباد زندگی میکند و قاچاقچی هم هست. تازه معلوم نیست چرا چند سال در اندونزی زندگی میکرده و آن جا مرتکب چه کارهایی که نشده. در ضمن آقای کردان به من گفتهاند که دکترای اوباما هم جعلی است. من میخواهم از ایشان سوال کنم که در این سی سال کجا بودهاند که حالا آمدهاند رئیس جمهور آمریکا شدهاند! این یعنی جوانان ما میفهمند!
مجری: چون در این مناظره آقای اوباما دائم وسط حرف دکتر احمدینژاد میپرید، بنابراین از هفته آینده و به مدت یک ماه هر روز از ساعت 8 صبح تا 8 شب آنتن شبکه خبر در اختیار دکتر احمدینژاد قرار دارد تا ایشان به اتهامات وارده پاسخ دهند.
پینوشت:
1- ادامه مباحث را خودتان از شبکه خبر ببینید
منبع:آی طنز
نویسنده :
حافظ - ساعت ۳:۱٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤
برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم. ما خواستههایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلیترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاعرسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما میخواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.